![]() |
![]() |
|
| به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی ... |
|
زندگی یعنی چه؟ هنوز سوالاتم تمام نشده بود كه شاگرد ها طبق معمول با شنیدن چنین سوالی زدند زیر خنده معلم دستش را بالا برد تا آنها را آرام كند. بعد چند دقیقه ای به من نگاه كرد. حس كردم كه با نگاهش از من می پرسد كه سوالم جدی بوده است یا نه؟ و وقتی مطمئن شد كه قصد شوخی ندارم گفت: به سوالت جواب می دهم. بعد كیف پولش را از جیبش بیرون آورد و تكه آینه كوچك گردی كه تقریباً اندازه سكه ای بود از كیفش در آورد و گفت: در دوران كودكی من ، جنگ شروع شده بود... ما خیلی فقیر بودیم. و در دهكده ای دور افتاده زندگی می كردیم. روزی در جاده نزدیك خانه مان تكه های آینه شكسته پیدا كردم. خیلی سعی كردم كه تمام تكه های آینه را پیدا كنم و كنار هم بچینم ولی ممكن نبود. برای همین بزرگترین تكه را نگه داشتم.بعدهم كناره های آینه را روی سنگی كشیدم و آن را گرد كردم. بعد ها با این آینه بازی می كردم. و مجذوب این موضوع شده بودم كه با این آینه می توانم نور را در جاهای تاریكی كه خورشید هیچ وقت به آنها نمی تابید یعنی در سوراخ های عمیق و شكاف و گنجه ها منعكس كنم. تاباندن نور در جاهایی كه ابداً نوری به آنها نمی رسید برایم حكم بازی دلپذیری را پیدا كرد. آینه كوچك را نگه داشتم و در اوقات بیكاری به این بازی ادامه دادم. وقتی بزرگتر شدم فهمیدم كه این فقط بازی بچه گانه ای نیست بلكه استعاره ای است برای شیوه ای كه باید در زندگی به آن عمل كنم. می دانستم كه من نور یا منبع آن نیستم ولی می توانم نور را به تاریكترین جاها منعكس كنم... این ممكنه كه آخرین پست من در این ماه باشه و چون امتحانات دی ماه هم در پیش روست ممكنه كه ماه بعد هم نیام !!! رو همین حساب كریسمس رو به همه هم وطن های مسیحی و به همه غیر هموطن های مسیحی و غیر مسیحی تبریك میگم! از صمیم قلب مثل هر سال از خدا میخوام كه تو این امتحانات هم منو موفق و سربلند كنه و فقط ازش معدل بیست رو میخوام. 19.99 هم قبول نیست. خدایا از من حركت از تو بركت ...... توانی بده كه بتونم بخونم و رحمی به دل معلما بده كه آسون بگیرن و آسون صحیح كنن! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 20:47 توسط وحیده |
|
|
سلام دوستان نمی دونم چقدر مثل من از تحقیقات علمی و حل معما و ربط چیزها بهم واسه حل یه مسئله خوشتون می آد؟!....ولی من كه عاشقشم!حالا حرفم چیه؟!! میخوام در مورد سریال RIS2 (Delitti Imperfetti) یا همون جنایت های غیر حرفه ای خودمون صحبت كنم كه در حال حاضر از يكشنبه ها از شبكه سه پخش میشه. البته قسمت آخر RIS3 بیستم فوریه 2007 از كانال 5 ایتالیا (mediaset) پخش شد. این هم آدرس سایت برای افرادی مثل دوست من مبینا جون كه عاشق Lorenzo Flaherty اند: برای دانلود پوستر های فیلم از لینك های زیر استفاده كنید: http://www.risdelittiimperfetti.tv/download/ris2_1_1024.jpg http://www.risdelittiimperfetti.tv/download/ris2_2_1024.jpg http://www.risdelittiimperfetti.tv/download/ris2_3_1024.jpg http://www.risdelittiimperfetti.tv/download/ris2_4_1024.jpg
پی نوشت: R.I.S = مخفف Reparti Investigazioni Scientifiche به معنی بخش تحقیقات علمی است. البته فقط در مورد Carabinieri ایتالیا ! نه در كل جهان. كافیه كه فقط در free dictionary اینترنت سرچ كنید میبینید كه چه لیست بلند بالایی در مورد كلیه عباراتی كه مخففشون RIS میشه بهتون میده: اگه خواستید ببینید معنی یه مخفف چیه از این آدرس استفاده كنید: http://acronyms.thefreedictionary.com
تازه باز هم بود من خلاصه اش كردم! شاد و پیروز باشید....
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 16:55 توسط وحیده |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
جوانی خود را برای مراسم فارغ التحصیلی از دانشگاه آماده می كرد. او ماه ها در آرزوی ماشین اسپورتی بود كه در یك نمایشگاه خودرو دیده بود. از آنجا كه می دانست پدرش قدرت خرید آن را ندارد ، به او گفته بود كه این خودرو تنها چیزی است كه می خواهد. با نزدیك شدن روز فارغ التحصیلی ، پسر به دنبال نشانه هایی می گشت تا ببیند آیا پدرش خودروی اسپورت مورد نظررا برای او خریده است یا نه. در صبح روز مراسم، پدرش او را به اتاق مطالعه خود فراخواند و به او گفت كه چقدر از داشتن چنین پسر خوبی به خود می بالد و تا چه حد او را دوست دارد. پدر جعبه ای را كه در نهایت زیبایی بسته بندی شده بود به دستش داد. پسر با تعجب و در عین نا امیدی جعبه را باز كرد و در آن كتاب مقدس زیبایی را یافت كه جلدی چرمی داشت و اسم او با رنگ طلایی و خطی زیبا روی آن حك شده بود.پسر با عصبانیت صدایش را بلند كرد و گفت: «تو با تمام ثروتت كتاب مقدس به من هدیه می دهی؟» و بدون اینكه كتاب را با خود ببرد خانه را ترك كرد. سال ها گذشت و پسر جوان به تاجری بسیار موفق تبدیل شد. پس از مدت ها دوری از پدر روزی به ذهنش رسید كه پدرش باید بسیار پیر شده باشد. او با خود فكر كرد: « بهتر است سری به پدرم بزنم» پیش از اینكه بتواند تصمیمش را عملی كند تلگرافی دریافت كرد حاكی از اینكه پدرش دار فانی را وداع گفته و تمامی دارایی اش را به او بخشیده است. او می بایستی هر چه سریعتر به خانه پدری اش باز می گشت و زمام امور را در دست می گرفت. زمانی كه به خانه پدر رسید ناگهان ناراحتی و پشیمانی تمام وجودش را فرراگرفت. در میان وسایل شخصی پدر شروع به جستجو كرد و همان كتاب مقدس را به شكلی یافت كه سال ها پیش ، آن را رها كرده بود. كتاب هنوز هم مانند روز اول نو بود. پسر كتاب را با چشمانی اشك بار باز كرد و صفحه هایش را ورق زد. پدرش زیر آیه ای را با دقت خط كشیده بود. مضمون آیه این بود: « و اگر شما بد هم باشید بدانید كه چگونه باید به فرزندانتان هدیه های خوبی بدهید» در حالی كه پسر مشغول خواندن این جمله ها بود از پشت كتاب سوئیچ خودرویی به زمین افتاد روی آن برچسبی با نام فروشنده بود. همان فروشنده ای كه خوردردی اسپورت مورد علاقه او را در نمایشگاه خود داشت. روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی و جمله « نقدی پرداخت شد » به چشم می خورد. چند بار در طول زندگی خود ، لطف و بركات خداوند را تنها به خاطر اینكه در بسته بندی مورد نظر ما نبوده اند، نادیده گرفته و از كنارشان گذشته ایم؟
روزگار خوبی داشته باشید .....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:12 توسط وحیده |
|
|
گلبرگ نخست كبوتر نقره ای من گلبرگ های پيشين |
| درباره وبلاگ |
به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم! پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است که خبر می آرند از گل واشده دورترین بوته خاک.... |
| نازنين ها |
|
لحظه گمشده فرانسه و زبان فرانسوی ایتالیا و زبان ایتالیایی پارسینا جــــــون ettore bassi fan forum manuela arcuri emma watson LORMAR |
| اون قديما |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
دنیای کوچک من آلبوم نیلوفری نزدیک دورها تلنگر پشت دریاها |
|
RSS
|
![]()