![]() |
![]() |
|
| به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 1:39 توسط وحیده |
|
|
اگر قبول كنیم كه آدمها اصولاً به دنبال شادی هستند ، آن وقت می فهمیم كه این همه جشن عجیب و غریب در سراسر دنیا از كجا می آید. از جشن گوجه فرنگی كه در آخرین چهارشنبه ماه آگوست در شهر « بونــوئل » اسپانـیا برگزار می شود و مردم به هم گوجه فرنگی پرتاب می كنند و جشن پرتاب كیك خامه ای كه شیوه خوشامد گویی به دانشجوهای تازه وارد در دانشگاه «سنت ادواردز» انگلستان است، تا جشن گل بازی در ایالت«میشیگان» آمریكا كه در آن روز گلی ترین آدم را انتخاب می كنند و « روز یـوهانس » در جزیره « منوركا »ی اسپانیا كه چند روز طول می كشد و مردم به كسانی كه دوستشان دارند فندق می پاشند و.... در این مطلب ، درباره سه تا از همین جشنهای عجیب و غریب براتون نوشتم: ایتالیا: مبارزه با پرتقال شهروندان « ایورا » منطقه كوچكی در شمال غرب ایتـــالیا ، در طول تاریخ مدام با حاكمانشان درگیری داشتند و در مقابل بی عدالتی شورش می كردند . برای مثال در سال 1266 میلادی بر ضد حاكم آن زمان ، « كــنت مونــــفراتو » شورش كردند.به یادبود این اتفاق ، هرساله جشنی در این شهر كوچك برگزار می شود: جشن مبارزه بوسیله پرتقال! در روز برگزاری جشن ، یك گاری را به شكل قلعـــه درست می كنند و گروهی با لباس های عجیب درون آن می ایستند. اینها نــــمادی از سربازان كنت هستند. مردم عـــادی كه لباسهایی به سبك قدیمی پوشیده اند ، به یاد سال 1266 ، با پرتقال به سربازها حمله می كنند. كسانی كه نقش سربازها را دارند لباس مخصوص ضدضربه و كلاه هایی با حفاظ روی سرشان می گذارند تا در این نمایش سنتی آسیب نبینند. فقط پرتقال های بیچاره هستند كه حسابی له و لورده می شوند!! ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ هندوستان:جشن رنگ ها وقتی قرار است در یك جـــشن شركــت كنین چه لباسی می پوشین؟ مــعمولاً ما برای شركت در جشن ها بـــهترین و نــوترین لباسمان را می پوشیم. اما مردم كشور هند هنگام شركت در جشن « هولی » كهنه ترین لباسشان را می پوشند. جشن هولی یا جشن رنگ هادر سراسر هند برگزار می شود.فرقی نمی كند در شهر چند میلیونی «كلكته» باشد یا در دهكده های كوچكی مثل « بارسانا » در شمال این سرزمین پهناور. همه جا پر از رنگ می شود. این جشن كه در بعضی محله ها تا 10 روز هم طول می كشد ، نوعی استقبال از بهار است. در این روز كسی از رنگی شدن لباسش عصبانی نمی شود و در هر گوشه ای كه نگاه كنی نوجوانی با كاسه ای پودر رنگ ایستاده و منتظر است تا روی رهگذران رنگ بپاشد. امروزه رنگ های پودری مخصوصی در هند به فروش می رسد كه به راحتی از روی پارچه پاك می شود. سال پیش حتی در صفحه اول سایت های مشهور اینترنتی هم تبلیغاتی برای عرضه و فروش رنگ های ویژه جشن هولی قرار داده شده بود. جشن هولی یا رنگها هر ساله در زمانی بین ماه فــوریه و مــارس (اواسط اسفند) برگزار می شود. تایوان : جشن خنك كسی كه در دبیرستان « نـــای هو » در « تایپه » پایتــخت تایــوان درس می خواند به راحتی نمی تواند فارغ التحصیل شود. در زمانی حدوداً 10 دقیقه حدود 400 هزار بادكنك پر از آب آماده است تا او را هدف قرار دهد.این جشن هر سال در روزهای آخر سال تحصیلی و كمی قبل از برگزاری مراسم فارغ الـــتحصیلی دانش آموزان مدرسه « نای هو » برگزار می شود. در این جشن دانـــش آموزان همدیـــگر را با گلـوله های بادكنكی پر از آب خیس می كنند. فارغ التحصیلان این مدرسه باید خود را برای رقابت فشرده پذیرفته شــدن در دانشگاه های تایوان آماده كنند. به هــمین دلیل مسـئولان مدرسه هر سال چنین جشنی را برگزار می كنند. مدیر این دبیرستان می گوید:«این جشن دانش آموزان را خوب خنك می كند و آنها را سرحال می آورد تا بعد بتوانند با آمادگی بیشتری برای امتحانات ورود به دانشگاه درس بخوانند.» دانش آموزان كلاس های مختلف تیم هایی تشكیل می دهند و با بادكنك های پر از آب به همدیگر حمله می كنند.بادكنك ها به محض برخورد با شخص می تركد و او را خیس می كند. این جشن معمولاً در روزهای داغ اوایل تابستان برگزار می شود.
برگرفته از هفته نامه دوچرخه ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ مردم دنیا چه جشنهای باحالی دارند....نه؟؟!
دلم خیلی براتون تنگ شده بود. دوستتون دارم....... بای بای |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 18:20 توسط وحیده |
|
|
«به نام خدا» سلام دوستان عزیز من میگم شما برنامه چهارسوی علم كه فكر می كنم هر شب به جز آخر هفته از شبكه چهار پخش میشه رو می بینید؟ برنامه قشنگ و جالبیه كه شبها حدود 12 شب به زبان اصلی و روزها حدود 6 و نیم عصر با دوبله فارسی پخش میشه. دوشنبه 15 تیرماه موضوع این برنامه به برج پیزا و انحرافات اون اختصاص داشت.و برای من خیلی جالب بود ! آخه من عاشق برنامه های علمی و نظریه و رد نظریه و فرضیه سازی و اینام! مثلاً چند هفته پیش شبكه سه برنامه ای داده بود كه در اون دانشمندان با مطالعه DNA كریستوفر كلمب و بررسی اسناد تاریخی و دست نوشته های كلمب و حتی غلط های املایی اون (!) سعی براین داشتند كه ثابت كنند این مكتشف اهل «جنوا»ی ایتالیا نیست و این حرف رو مورخان ایتالیایی از خودشون در آوردند! من هم با اشتیاق تا ته این برنامه دیدم و بررسی های دانشمندان رو دنبال میكردم! خوب بریم سراغ موضوع خودمون یعنی : برج پیزا ... تو یه جمله میشه گفت تموم چیزی كه این برنامه در حدود یه ساعت خودشو به در و دیوار كوبوندن می خواست بگه تقریبا همون چیزهایی بود كه قبلا من در مورد برج پیزا در وبلاگ ایتالیا و زبان ایتالیایی خونده بودم(رجوع شودبه: وبلاگ ایتالیا و زبان ایتالیایی،كتابخانه وبلاگ، كتاب ایتالیا) اما اگه مفصلا بخواهید بدونید می تونید برید سایت iransima.ir از اون جا برنامه رو ببینید. من هم چیزهایی رو كه یادم مونده براتون میگم. اما شنیدن كی بود مانند دیدن! ...... تو برنامه استادان دانشگاه شهر پیزا و مورخان و مهندسان صحبت میكردند و با اهالی پیزا هم مصاحبه هایی شده بود و خلاصه می گفتند كه .... ¤ این برج در طول چند سال اخیر 5.5 درجه انحراف پیدا كرده در حالت طبیعی انحراف 4 درجه باید باعث فرو ریختن برج بشه اما این برج به طور معجزه آسایی نجات یافته! ¤ انحراف این برج كه به خاطر سستی خاك زیرشه اول به سمت شمال بود ولی الان به سمت جنوب انحراف پیداكرده! ¤ افراد زیادی تصمیم به رفع انحراف برج داشتند حتی موسولینی هم دستور درست كردنشو داده بود ولی خیلی زود جنگ جهانی شروع شد و برج نه تنها درست نشد ، یكی از ستون های اون هدف گرفته شد و خورد و خاكشیر شد! ¤ یه عده با تغییر ارتفاع دیواره برج سعی داشتند درستش كنند به طوری كه دیواره جنوبی اش 95 سانتی متر از دیواره شمالی اش بلندتر شده! ¤ همونطور كه می دونید حدود هفده-هجده ساله كه درش بسته شده و ورود مردم ممنوع شده.این قضیه باعث شده حدود 20 درصد تعداد گردشگرا كم بشه و صاحبان بارها و رستوران ها شاكی بودند كه كار و بارشون كساد شده و مردم فقط می آن یه عكس میندازن و میرن اما قبلا مینشستند با خیال راحت و كلی چیز میز می خوردند و بعد می رفتند تو برج گردش و سیاحت و حسابی اوضاع سكه بود! ¤ پیش بینی شده اگه فكری به حالش نشه تا 35-70 سال دیگه مقاومتش زبونم لال تموم میشه و ...! ¤ یكی از مهندسا می گفت : افزوده شدن به انحرافات این برج در طول تاریخ بیشتر به علت دخالتهای كسانی بود كه خواستند درستش كنند و گذشت زمان تا این حد روش تاثیر نذاشته! ¤ آخرین روشی كه به كار بردند كشش خاك بوده به طوری كه برخلاف قبلا كه سعی داشتند با گذاشتن بتن های سربی طرف بالا رو هل بدن پایین این بار سعی كرند خاك زیر قسمت بالا رو تخلیه كنند . كه با این كارشون 41 سانتی متر از انحراف برج كاسته شد! ¤ در سال 1969 و سال 1990 هم چنین روشی از سوی عده ای پیشنهاد شد اما مهندسین بعد از12 جور آزمایش مختلف رو برج بیچاره تصمیم گرفتند كه بالاخره این روشو هم امتحان كنند. در دسامبر 1998 بافه هایی رو به برج وصل كردند كه از افتادن احتمالی برج در انجام این آزمایش جلوگیری كنند اما مردم كه دیگه اعصاب واسشون نمونده بود خیال می كردند مهندسا میخوان برج رو با بافه ها بكشن و جوش آورده بودند كه نباید این كارو بكنید! ¤ در فوریه 1999 برج داشت صاف میشد كه بودجه تموم شد!! دولت ایتالیا هم دیگه بودجه ای نپرداخت و واسه همینه كه هنوزم كه هنوزه بعد از این همه تلاش كج مونده! خلاصه.... این قضیه هم مثل هرچیز دیگه تو این دنیا به پول و money ربط پیدا كرد و آخرش لنگ این كاغذی معجزه گر موند!... این برج و كلیسای كنارش هنوز هم مورد توجه مردم جهانه و خیلی ها دلشون میخواد از نزدیك زیبایی هاشو ببینن. مثل خود من! راستی به ظاهرش تو عكسها نگاه نكنید!كنارش انقدر بتن و دستگاه های جورواجور ریخته و توش هم انقدر دم و دستگاه و حسگر نصب كردند- كه تغییرات حتی یكصدم میلی متری برج روباهاشون ثبت میكنن!- . بیچاره برجه شده عین این بیمارایی كه رفتن تو كما! بای بای! ************* جواب سودوكوی پست پیش: http://i15.tinypic.com/5x44m10.jpg
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 14:46 توسط وحیده |
|
|
« به نام خاتم كار بال پروانه » سلامی به دلپذیری رایحه محبوبه شب روزتون بخیر و ایام به كام! بعد از یه هفته بالاخره تشریف فرما شدم.....! یه هفته نبودم حالا اومدم و می خوام مغزتون رو به كار بگیرم. سوء تفاهم نشه! صحبت مخ كارگیری و اینا نیست.منظورم اینه كه با مغزاتون كار دارم نه با چشماتون. نمی خوام بگم مطالبم شاهكاره و حسابی روانشناسانه نوشتم و ....... اما آیا می دونستید كه حداقل هفته ای یه بار و حداكثر به یه روز درمیون آزاد كردن فكر و ریلكس نمودن اعصاب و روان احتیاج دارید؟ هرچی هم كه آدم خونسردی باشید باز هم این اعصاب بینوای شما كه روزانه با هزار و یك subject مختلف سرو كار داره احتیاج داره كه آروم باشه و مثلا با خوندن و تمركز روی مطالب زیر كه خودم انتخاب كردم می تونید كلی از اغتشاش های روحی و فكری خودتون كم كنید خصوصا اگه كار پر استرسی داشته باشید... (اول سعی كنید مشكلات خودتون رو كنار بذارید بعد اگر اینترنت dial-up دارید و خوندن مطالب منو كار بیهوده نمی دونید، وبلاگ رو save كنید و سر فرصت بخونید. چون نمی خوام وقتی خوندید و آخرش فكر كردید چرند بود، اعصابتون به هم بریزه و با خودتون بگین كه حیفه این اینترنت بی زبون كه هدر رفت!) اول سعی كنید یه شعر بخونید.از حفظ نه از رو ! شعری كه معنیش توش گم شده باشه. شعری كه برای فهمیدنش باید چشمتونو ببندید و فكر كنید.مثل شعرنو. من به شخصه شعر های سهراب رو خیلی مفید میدونم و توصیه میكنم. البته شعرای دیگر هم اشعار جالبی دارند.مثل شعر زیر: شب فرو می افتد ومن تازه می شوم از اشتیاق بارش شبنم نیلوفرانه به آسمان دهان باز می كنم ای آفریننده شبنم و ابر آیا تشنگی مرا پایان می دهی؟ تقدیر چیست؟ می خواهم از تو سرشار باشم جهان قرآن مصور است و آیه ها در آن به جای آنكه بنشینند،ایستاده اند درخت ، یك مفهوم است دریا ، یك مفهوم است جنگل و خاك و ابر خورشید و ماه و گیاه با چشمهای عاشق زیبا تا جهان را تلاوت كنیم...... ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ میونتون با اعداد و ارقام چطوره؟ از ریاضیات خوشتون میاد ؟ نمی خوام معما بگم . به نظر من معما راه درستی برای تمركز اعصاب نیست گرچه مغز آدمو به كار میندازه و خستگی رو رفع میكنه اما اگه حل نشه یا بعد از كلی كلنجار رفتن با برای مثال یه جدول سودوكو بفهمید كه اشتباه بوده خداوكیلی به هم نمی ریزید؟ البته اگه سودوكو دوست دارید این یه نمونه درست و بی عیب و ایراد easy : http://i9.tinypic.com/5yx0fpv.jpg جوابشم دفعه بعد كه اومدم میذارم. حالا بریم سراغ اعداد و ارقام خودمون: (حتما یه مثال برای خودتون انجام بدید) ¤¤ 9عددی استثنایی است. اگر هر عدد دو رقمی را در 9 ضرب كنیم مجموع ارقام حاصل آن 9 می شود: 56 x 9 = 504 --------» 5+0+4=9 ¤¤ هم چنین اگر عددی (هر چند رقمی) را از مجموع ارقامش كم كنیم مجموع ارقام عدد به دست آمده 9 می شود: 48542 - 23 =48519 توضیح: مثلا عدد پنج رقمی 48542 را در نظر بگیرید. مجموع ارقام آن می شود 23 (----» 4+8+5+4+2=23) حالا عدد خود را از 23 كم می كنیم كه میشود: 48519 حالا تا جایی كه امكان دارد ارقام عدد به دست آمده را جمع میكنیم: (-----» 4+8+5+1+9=27) سپس دوباره (27----»2+7=9) خوشتون اومد؟ حالا اگه استثنا پیدا كردید نیاین یقه ما رو بچسبید ها! حالا برید این زیر رو ببینین: ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ و حالا روی این جمله ها تفكر بنمایید: «كانت» میگه : چنان باش تا بتوانی به هر كسی بگویی «مثل من رفتار كن» ! «آندره ژید» میگه : عظمت باید در نگاه تو باشه نه آنچه بدان می نگری ! « ساموئل اسمایلز» میگه : خوش بین باش اما خوش بین دیر باور ! ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ حالا كه این همه فكر كردی چشاتو ببند و یه نفس عمیق بكش تا مشغله هات رو قشنــــــــــــگ فراموش كنی! و وقتی كه اعصابت حسابی میزون و كنترل فنی شد ، قربون دستت این صفحه كامنت ها رو باز كن و نظرتو راجع به این پست بهم بگو. نظر واقعی ! انتقاد هم می پذیریم! پیشنهاد هم همینطور!! خوب دیگه وقت رفتن شد ... اون دفعه كه پستم كوچولو بود ، یه هفته بعد برگشتم خدا این دفعه رو به خیر بگذرونه! خدانگهدارتون! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 15:31 توسط وحیده |
|
|
به نام خدای مهربون سلام دوستان خوبید؟ خوشید؟ چكار می كنید با گرما؟ شاید هم جایی كه شما زندگی می كنید اصلاً گرم نباشه ! تو تابستون امسال سرم شلوغتر از همیشه است. موقع مدرســـــــه ها اینقدر خســــته نبودم. شاید چون شبها دیگه 12 می خوابیـــــدم. الان دیگه نمی شه زود خــــــــوابید. 3- 5/2 می خوابــــــــم 8- 5/7 بیدارم. آخه كلاس دارم. هر 6 روز هفته.می مـــــونه یه جمعه كه باید اون رو هم بشینم تكلیفهامو انجام بدم. البته كلاس درسی نمی رم. یه دوستی دارم كه كلاســهای زبان و ریاضـــی و فـــیزیك و زیسـت و شــیمی و ســـــازمان تبلیــــــغات اســــلامی اسم نوشته و خلاصـــه حسابی داره می تركونه! من فقــط یه باشــگاه و یه كلاس زبــان انگلیســــی میرم. بعد از ظهرها هم پیش خودم كلاس ایتالیایی میام ! فكر كن! آخه هیچ كی نیست كه به من یاد بده ! چون تو شهرمون كلاس انگلیسی به زور داریم چه برسه به ایتالیایی! خودم میشم هم استاد و هم شاگرد. قیافه ام رو هم دیگه خودتــــــون تصور كنین! ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ من از این ور و اون ورشنیده بودم كه ایتالیایی ها انسانهای خوش قلب و مردم دوستی اند اما باورم نمی شد. تا اینكه .... چندروزیه كه با یه دختر فوق العاده مهربون ایتــــــالیایی به نامEmmaღ ღدوست شدم و اين قضيه برام ثابت شد . اون حتی بهتر از هم وطنهای خودم با من برخورد می كنه! ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ خوب دیگه حسابی سرتون رو درد آوردم. بای تا بعد......... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 17:35 توسط وحیده |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:40 توسط وحیده |
|
|
گلبرگ نخست كبوتر نقره ای من گلبرگ های پيشين |
| درباره وبلاگ |
به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم! پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است که خبر می آرند از گل واشده دورترین بوته خاک.... |
| نازنين ها |
|
لحظه گمشده فرانسه و زبان فرانسوی ایتالیا و زبان ایتالیایی پارسینا جــــــون ettore bassi fan forum manuela arcuri emma watson LORMAR |
| اون قديما |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
دنیای کوچک من آلبوم نیلوفری نزدیک دورها تلنگر پشت دریاها |
|
RSS
|
![]()